حاج ملا هادي السبزواري
527
شرح مثنوى
من يزيد : يعنى كيست زياد در ظلم يا در فعل و سبق . ( ( 4540 ) ) كيست مولى آن كه آزادت كند * بند رقيّت ز پايت بر كند ن 1265 14 - ك 419 25 رقيّت : بندگى . ( ( 4541 ) ) چون به آزادى نبوّت هادى است * مؤمنان را ز انبيا آزادى است ن 1265 15 - ك 419 25 هادى است : چه باد آب نبوت و طريقت ولايت روح تابع و پيرو از بندگى نفس و شيطان خلاص شود . پس نبىّ و ولى ، آزاد كنندهء تابعان را و مولاى مؤمنانند . و تعبير از مطلق ولايت به علىِّ عالى ، به سبب كليّت آن جناب است . ( ( 4543 ) ) ليك مىگوييد هر دم شكر آب * بىزبان چون گلستان خوش خطاب ن 1265 17 - ك 419 26 مىگوييد : اخبار است ، ولى در معنىِ امر است . بىزبان : يعنى شكر فعلى و حمد وجودى كنيد ، كه بالاتر است از حمد لسانى و شكر اركانى . چه ، حمد اظهار فضايل محمود و فواضل اوست . و شكر ، فعلى است كه مشعر به تعظيم منعم باشد . پس بهترين حمد و شكر تو آن است كه متخلَّق به اخلاق الله بوده ، به تخلَّق و تحقّق ، اظهار فضايل و فواضل مكنون غيبى كنى . چون گلستان خوش خطاب : كه به خطاب افصح از قال ، ( ( 4544 ) ) بىزبان گويند سرو و سبزه زار * شكر آب و شكر عدل نو بهار ن 1265 18 - ك 419 27 بىزبان : بوستان ، شرحِ آب و نو بهار مىكند به رنگ و بو و حسن ، و آن خود [ ؟ ] . و به تأويل ، گلستان و بوستانِ وجود منبسط ، شرح فضايل و فواضل حق مىكند ، و آب علم و حكمت و بهار عدل و عنايت او را اظهار مىكند . لك الحمد و الشكر يا ذا الجلال و الجمال ، مىگويد . ( ( 4545 ) ) حلَّهها پوشيده و دامن كشان * مست و رقاص و خوش و عنبر فشان ن 1265 19 - ك 419 27 مست و رقّاص : اوّل به زبان عبّاد گفتگو فرمود ، و حال به زبان عشّاق . قائلى گويد :